خوراک آراِس‌اِس

بایگانی روزانه: 01/09/2009

از کوروش کبیر تا احمدی نژاد شریر ، افول از آسمان تا زیر زمین

نوشته‌شده در

cyrus_295_197
سخنرانی کوروش پس از فتح بابل
ای مردم بابل ما همه بندگان اهورا مزداهستیم…ما نه پیروزیم و نه شکست خورده!ما امروز در سراسر این سرزمین پهناور همگی با هم برابریم…همگی آزادیم…و همگی پاکیم.ما همگی دوستیم ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه ی ما اهریمن است و جز او دیگر سایه ای نیست.ما همگی نوریم…سربازان اهورامزداییم.از این لحظه من پادشاهی ام را براین مبنا در سراسر این خاک پهناور که به فرمان من است اعلام میکنم.ازاین پس نام شاهنشاهی ما هخامنشی خواهد بود و این را به یاد پدر بزرگ عزیزم که بخشیاز اندیشه های نیک او به من به ارث رسید به عاریه بر می دارم.ما از این لحظه اندیشه و دین هر کس را محترم خواهیم دانست.هر کس به دین خودش خواهد پرداخت هر کس نتیجه ی انتخاب خود را خواهد دید.هیچکس حق تجاوز به حقوق دیگری را ندارداز این لحظه تمام بردگان آزادند.من تمامی گناهکاران را از این لحظه بخشیدم هیچکس مغضوب من نیست هیچ بابلی از آن چه بوده نترسد این یک بخشایش عمومی است.و زنان بالشاسر که در حرمسرای بابل بوده اند از این لحظه آزادند مال و اموالی در حد بازرگانی ثروتمند به هر یک از شما داده می شودو بعد شما می توانیدبه هر جای ایران پهناور از هند تا مصر و از توران تا یونان که خواستیدبروید.

.شوهر شما مرده و شما وارثان او هستید داشته های شخصی خودتان را بردارید و از کاخ خارج شویدتمامی خزانه ی بالشاسر در میان مردم همین شهر به مساوات تقسیم خواهد شد.میان مرد و زن پیر و جوان و کودک تمایزی نیست.هر کس درقلمروی من به لطف اهورا مزدا زندگی میکند از حقی مساویبا همه برخوردار است.تمامی تبعیدیان با هزینه حکومت هخامنشی به شهر و کشورشان باز خواهند گشت.و با هزینه ی هخامنشی شهر ها و معابدشان دوباره راه خواهدافتاد.من تا زمانی که به تمام سخنانم جامه ی عمل بپوشانم در این شهر خواهم ماند.آری زمین مقدس است…ما نیز یک به یک مقدسیم…این اهورا مزداست که مارا مقدس آفریده..و ما جهان زیبا را زیبا تر خواهیم کردبرای چنین هدفی همگان کار خواهند کرد…همه به دین و زبان خویش خواهند پرداخت و همه آزادخواهند بود

و این هم سخن ا.ن : پس از مراسم تحلیف سر همه مخالفان را به طاق می کوبم

Advertisements

سرکوب اندیشمندان، دستور کار اصلی وزارت اطلاعات

نوشته‌شده در

4bc808f6db5bd962f1a46809e61fff7e-250x172
برادران گمنام بسیجی در دوران حضور مصلحی به عنوان نماینده ولی فقیه، بدترین بلاها را با هماهنگی وزارت اطلاعات بر سر دروایش گنابادی آوردند. از تخریب حسینه شان گرفته تا ضرب و شتم و بازداشت و تهدیدهای مکرر ایشان. قاعدتا انتظار رفتارهای تندتری را باید از او که حالا وزیر اطلاعات می شود انتظار داشت.
حیدر مصلحی به عنوان ششمین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی آغاز به کار خواهد کرد. شکی در این نیست. مصلحی توسط مقام ولایت مطلقه فقیه جمهوری اسلامی برای تصدی وزارت اطلاعات است. همچنان که علیرضا زاکانی، نماینده افراطی مجلس عنوان کرد: «مصلحي فردي ولايت مدار است». جز این هم نمی تواند باشد. مشهور است که حیدر مصلحی بر سر کلاس های درس سیدعلی خامنه ای از الف تا ی هر چه او می گفت می نوشت و برای همین مورد علاقه خاص مقام ولایت مطلقه فقیه قرار گرفت. به هر حال او سال ها نماینده ولی فقیه در سپاه و بسیج بوده است. به اعتراف خودش (برای اولین بار است که چنین نکته ای صراحتا فاش می شود) در «دوران حساس و قابل توجه» حضورش به عنوان نماينده ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج «ماموريت‌هاي مهمي به اطلاعات بسيج داده شده بود». در همین دوران است که بسیج با همت شخص حیدر مصلحی مرکز اصلی تهیه بولتن های مثلا محرمانه علیه اصلاح طلبان می شود و در کنارش نشریات کمتر محرمانه ای نظیر فصل‌نامه مطالعات سياسي روز، ماهنامه بصيرت بسيج، فصل نامه نور انديشه، سراج بسيجي و شميم معرفت منتشر می شوند. این دوران دقیقا مصادف است با انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و پیروزی غیرمنتظره محمود احمدی نژاد. دورانی است که شورای نگهبان از نیروهای بسیج به عنوان ماموران اطلاعاتی استفاده می کند. دورانی است که یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی به صراحت از ایجاد نهادهای موازی اطلاعاتی انتقاد می کند. بله ! آقای مصلحی ماموریت های اطلاعاتی مهم محول شده از سوی مقام ولایت مطلقه فقیه را به خوبی در بسیج اجرا کرده است. احمدی نژاد آن قدر مدیون زحمات مصلحی بود که بلافاصله او را به سمت مشاور خودش تعیین می کند.

شبکه جنبش راه سبز(جرس): توضیحات حیدر مصلحی درباره برنامه هایش به عنوان وزیر اطلاعات به خوبی مشخص می کند که در طول چهار سال آینده باید انتظار چه رفتارهایی را از حکومت داشته باشیم.

۱- فشار و سرکوب بیشتر بر روشنفکران، هنرمندان، اساتید و پژوهشگران علوم انسانی و اهل فرهنگ:

مهمترین برنامه مصلحي در وزارت اطلاعات به قول خودش مقابله با «ناتوي فرهنگي و جنگ نرم» است. در این زمینه او مشخصا به دانشگاه ها اشاره می کند. دستگاه ولایت مطلقه فقیه خواب هایی برای اساتید، روشنفکران و دانشجویان علوم انسانی دیده است. اولین بار رد این خواب ها در اعترافات کذایی سعید حجاریان دیده شد. (که اتفاقا بازجوهایش همان هایی بودند که مصلحی ماموریت های اطلاعاتی مهمی را به آنان محول کرده بود). چند روز بعد، ولی فقیه با کمال خوشحالی از این اعترافات بهره گرفت و تاکید کرد که «آموزش علوم انسانى در دانشگاه ها منجر به ترويج شكاكيت و ترديد در مبانى دينى و اعتقادى خواهد شد.» مصلحی در سخنان خود در مجلس با اشاره به «فرمايشات» مقام رهبري در جمع اساتيد و دانشجويان گفت که وزارت اطلاعات بايد با يك «ارتباط تنگاتنگ و نزديك» با فرهيختگان حوزه و دانشگاه و دانشجويان داشته باشد. مصلحی حتی هنرمندان را هم مورد عنایت خاص خود قرار داده و گفت: «يكي از چيزهايي كه در بحث تهاجم فرهنگي مورد توجه نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي دشمن قرار گرفته توجه به هنر و استفاده از مسائل هنري در مباحث امنيتي و اطلاعاتي است.»

۲- فشار و سرکوب بیشتر بر روی اقلیت های دینی به خصوص اسلامی نظیر اهل تسنن و دروایش:

حیدر مصلحی در سوابق خود نمايندگی ولي فقيه در مناطق اهل سنت و ریاست شوراي برنامه ريزي مدارس علميه اهل سنت را عهده دار بوده است. جالب است که اکثریت اعضای شورای حکومتی برنامه ریزی برای مدارس اهل سنت، شیعه بوده اند. علمای اهل سنت و از جمله، مولوی عبدالحميد امام جمعه اهل سنت سيستان و بلوچستان، طی اعتراض شدیدی اين اقدام را، دخالت در امور مذهبی اهل سنت و تهديدی برای استقلال مدارس آنان قلمداد کرده بودند. مصلحی اما این اعتراض ها، را «جو سازی» خوانده بود.

برنامه نظام جمهوری اسلامی در چندین سال اخیر که حیدر مصلحی نیز یکی از عاملان اصلی آن بوده است، در منگنه قرار دادن هر چه بیشتر اهل سنت از طریق پیگیری سیاست های تفرقه افکنانه، تبلیغات متعصبانه مذهبی و دخالت های متعدد بوده است. هر ذهن عاقلی (حتی اگر لزوما معتقد به حقوق بشر هم نباشد) نتیجه چنین رفتارهایی را برخلاف مصالح ملی می داند اما ذهن متعصب حیدر مصلحی و یارانش نمی تواند جور دیگری بیاندیشد. برادران گمنام بسیجی در دوران حضور مصلحی به عنوان نماینده ولی فقیه، بدترین بلاها را با هماهنگی وزارت اطلاعات بر سر دروایش گنابادی آوردند. از تخریب حسینه شان گرفته تا ضرب و شتم و بازداشت و تهدیدهای مکرر ایشان. قاعدتا انتظار رفتارهای تندتری را باید از او که حالا وزیر اطلاعات می شود انتظار داشت.

۳- هماهنگ شدن با سایر دستگاه های اطلاعاتی:

وزیر پیشنهادی اطلاعات نه تنها ادعای انحصار کار اطلاعاتی در وزارتخانه خود را ندارد که خاضعانه از «هماهنگی» با سایر دستگاه های اطلاعاتی سخن می گوید. اگر روزگاری در دولت خاتمی گلایه های مکرر از فعالیت نهادهای موازی اطلاعاتی می شد (که البته یکی از آن ها نهاد تحت نظارت مصلحی بود) حالا قرار است وزارت اطلاعات با سایر نهادهای اطلاعاتی از سپاه و بسیج گرفته تا دفاتر نظارتی شورای نگهبان و حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و غیره و غیره هماهنگ باشد و به قول مصلحی فقط «رقابتی برادرانه» با آنها داشته باشد.

پیگیری شکایات علیه مرتضوی آسان شد

نوشته‌شده در

شیرین عبادی رییس کانون مدافعان حقوق بشر وبرنده جایزه نوبل سال ۲۰۰۳ در مصاحبه با روز با اشاره به اینکه «برکناری سعید مرتضوی از سمت دادستان تهران و انتصاب وی به سمت معاون دادستان کل کشور ارتقا به حساب نمی آید» تاکید کرد «اختیارات وقدرت مرتضوی در سمت جدید بسیار بسیار کمتر است و به علاوه پیگیری شکایاتی که طی سالهای گذشته از وی شده آسانتر خواهد بود».

خانم عبادی درخصوص این برکناری گفت: «زمانی که آقای مرتضوی دادستان تهران بودند متاسفانه تخلفات بیشماری مرتکب شدند و به همین جهت برخی از افرادی که حقوقشان مورد تعدی قرار گرفته بودنداز ایشان به دادگاه انتظامی قضات شکایت کردند و در این دادگاه چندین پرونده علیه وی مطرح است. یکی از آخرین تخلفات آقای مرتضوی مربوط می شود به وقایعی که بعد از انتخابات رخ داد. به گفته آقای سلطانی دو روز قبل از انتخابات ایشان یک حکم بازداشت کلی برای کلیه افرادی که در خیابان اغتشاش می کنند صادر کرده بود. سوال این است که او از کجا می دانست که اساسا اتفاقی خواهد افتاد وکسی به خیابان خواهد آمد؟ صدور حکم بازداشت به صورت کلی وفله ای به شکل یاد شده در قانون پیش بینی نشده است. کلیه اتفاقاتی که در بازداشتگاه کهریزک و بازداشتگاه های غیرقانونی واتفاقاتی ناگواری که در زندان افتاد طبق قانون مسوولیتش با رییس دادسرا یعنی دادستان بوده است. کار به جایی رسید که حتی یک از نمایندگان مجلس درخواست تعقیب ایشان را کرد. مجموعه این حوادث باعث شد که رییس قوه قضاییه در بدو ورود سمت ایشان را تغییر داد.»

عبادی در مورد پست دیگری که برای مرتضوی در نظر گرفته شده ـ معاون دادستان کل ـ و اینکه آیا پست جدید به اندازه سمت قبلی اختیارات و قدرت دارد گفت: «باید بگویم به هیچ وجه. دادستان هرچند در رده شغلی پایین تری از معاون دادستان کل قرار دارد اما به علت اختیارات وسیعی که دادستان تهران دارد این پست حساس تر بوده است. دادستان کل وظایف خود را بین معاونین خود تقسیم می کند وآقای مرتضوی یکی از این شش معاون هستند و در شغل جدیدشان اختیار تام ندارند ودر هر موردی باید تابع سلسله مراتب اداری باشند و زیر نظر کس دیگری تصمیم بگیرند و تصمیمات ایشان مستقیما با آزادی وحقوق مردم سر وکار ندارد. لذا از جهت اختیاراتی که آقای مرتضوی درپست جدید دارد باید بگویم که اختیارات ایشان وقدرتشان بسیار بسیار کمتر از اختیارات و قدرت دادستان است.»

برنده جایزه صلح نوبل در خصوص رابطه معاون دادستان کل کشور با دادستان واحتمال اینکه مرتضوی بتواند روی نظر دادستان جدید تهران اعمال نظر کند گفت: «چنین امکانی از ایشان سلب شده است. قانون چنین اختیاری به معاون دادستان کل نمی دهد که بر وظایف وکارهای دادستان شهرستان از جمله دادستان تهران اعمال نفوذ کند. مرتضوی اختیارات خود را از دست داده است.»

عبادی در پاسخ به اینکه آیا این شغل جدید پیگیری شکایات صورت گرفته از مرتضوی طی سالهای گذشته را دشوار می کند گفت: «به نظرم موقعیت آقای مرتضوی نسبت به گذشته خیلی تضعیف شده وپیگیری شکایات انتظامی که از ایشان شده است الان راحت تراست.»

دکتر علــي بهزادنيا در نامه ای به هاشمی رفسنجانی (پیش از خطبه های نماز جمعه) عنوان کرد: ابطال انتخابات، آزادي اسيران و اعلان بيكفايتي مسئولین، ســه حق و خواسته ملـّت ايران است

نوشته‌شده در

امروز: دکتر علــي بهزادنيا، پزشک اسبق آیت الله هاشمی رفسنجانی که در دوران ابتدای انقلاب مسئولیت های اجرایی داشته و در طول دوران جنگهای نا منظم در کنار مرحوم دکتر چمران بوده اند، طی نامه ای قبل از نماز جمعه معروف آقای هاشمی نامه ای را در ارتباط با مسائل بعد از انتخابات به ایشان نوشته اند و در آن خواستار اتخاذ موضعه ای صریح از سوی ایشان برای نجات کشور شده اند. متن کامل نامه که اخیرا توسط ایشان در اختیار سایت امروز قرار گرفته بدین شرح است:

بســم الله الرّحـمن الرّحـــيم
جناب آقاي هاشمي رفسنـجاني، سلامْ علــيكم
باسلام به رسول گرامي مـحّـمد(ص) وخانواده طاهراو و پيروانش و با احترام بارواح پاك شهداي انقلاب اسلامي و خصوصا» شهداي اخير مردم بيگناه ايران، اميدوارم باحترام حق طبابتي كه بگردن شما دارم ، باين پيام كه پس از قريب سي سال سكوت در غر ت ،صرفا» براي رضاي خداوند برايتان ميفرســتم شخـصا دريافت و تـّا مل كنــيد.

گفتم حق طبابت تا بيادتان بياورم كه اولين طــبيبي بودم ، كه آقاي وحيد دســتگردي، پس از آنكه از ناحيه شكم و طـحال ضربه خورده بوديد ، مرا بر بالين شما آورد وبراي جلو گيري از جراّحي، روزي دوبار بمعاينه شما ميآمدم. اين حـق را بر گردن آقاي خميني نيز داشــتم، چرا كه قبل از انقلاب در نجف، زير نظر من و ارتباط با آقاي دعائي درمان ميشد ودر زمان پاريس و پس از انقلاب درقم اولين طبيب بودم كه شبانه و پس از سكته قــلبي ايشان بر بالين او شتافـتم و تا روزي كه در ايران بودم ،هفته اي دو شب، در در بند و جماران در كنار بسترش از قلب او پاسداري ميكردم. روزي كه آقاي خامنه اي در مسجد آسيب ديد، دوستم دكترفاضل را باهليكوپتربراي نجات ايشان فرستادم وخودم دربيمارستان حاضرشدم لذا اين حق طبابت فقط مربوط بش8 5ا نيست واز اين باب نه منـّتي داشــته و نه اجرتي طلبيدم.

تمام دوران دبيرستان و دانشگاه و جوانيمان صرف تحـصـيل و مبارزه با ديكتاتوري شاه بود و نهايتاّ هجرت به خارج از ايران، وقـتي كه بهّمــت وقيام مردم ما عليه ديكتاتوري، ايران آزاد ميشد، من هم مثل هر كبوتري كه آشيانش را دوست دارد، با همه فرصتهاي علمي و رفاه اجتماعي كه در امريكا داشــتم، حــتّي خانواده ام را رها كردم و براي خدم ت بمردمم بلافاصله بايران بازگـــشتم.

در دولت موقّت، معاونت وزرات ا رشاد، قائم مقام وزارت علوم و معاونت وزارت بهداري را داوطلبانه عهده دار شدم. در دانشگاه درس طب ميدادم و هـفته اي چند ساعت براي امرار معاش ودرمان بيماران در مطب بودم. روزانه هيجده ساعت كار ميكردم و شبها در اداره ميخوابيدم.
باشروع جنگ همه كارها را رها كردم و بازهم داوطلبانه سرپرستي هلال احمر را پذيرفتم وتا روزي كه دوباره از ايران خارج شدم، يا در جبهه ها ويا اردوي آوارگان خدمت ميكر دم . مرحوم بهشتي قبل از انقلاب بامريكا آمده چند روزي ميهمان ما بود. در نوفل شاتو بمن ميگفت براي خدمت بايران بايد يارگيري كنــيم. روزي كه شما دربدر بدنبال افراد مســئوليت پذير بوديد. من با مشاورت مرحوم چمران كابينه اي در سه لايه، از كارآمد ترين افراد آماده و ليست آنرا بنظر آقاي خميني رسانديم. ايشان باستثاي دو نفر بقـيه را تاييد كرده و گفتند كه براي آقاي بني صدر، كه هنوز مغضوب نبود، بفرســتيد و سيد احمد، وسيله آقاي كفاش زاده، كه در منزل خميني بود، آنرا بدفترايشان تحويل داد.

بعد از كودتاي سال ۶۰ و خصوصـاّ بعد از قتل مرحوم چمران، كه در طول جنگهاي نامـنظم در كنارش بودم، ديگر توان ماندن نداشــتم ودو باره علـيرغم ميل خودم بامريكا هـجرت كردم.

ذكر اين مختصر تاريخ نه براي خود بزرگ بيني بلكه براي آنست كه بدانيد نويــسنده اين پيام نه ضد انقلاب است و نه غريبه با كساني كه امروز مـتولـّـيان اين انقلابند. اخوي شما آقاي مــحّمد هاشمي ده سال قبل از انقلاب در امريكا، در جريان فعالــيتّهاي انجمنهاي اسلامي از نزديك با ماهمكاري داشت. لذا كاملا» از پيش و پس ما با اطـلاّع اند. در حال حاضر من در كاليفرنيا بعنوان مشاور پزشكي ايالت مشغول كارم .

جنا ب هاشمي .
من بعنوان يك انسان، يك مسلمان، يك ايراني، يك سرباز اين انقلاب و يك پزشك كه تمامي عمرم صرف ريشه شناسي درد و درمان بوده ودر حال حاضر شديدا» از آنچــه بر ايران و ايراني ميگذرد، متــّاثر و متاســّفم، بدون اينكه بگذشــته و نقش شما در بخش عمده آنچه در ايران ميگذرد، فعلا» كاري داشته باشم، ميــگو يــم:

آقاي هاشـــمي،
بياييد بقول آقاي ابراهيـم نبوي در اين «روز مبادايتان» وبقول من در لشگر يزيد نقش حــّـررا بازي كنيد بياييد دروغگو را رسوا كنيد. مَن دليل هفته ها سكوت شما را نميدانم. امّــا ميدانم كه تا روزي ديگر شما ميتوانيد همراه باكساني كه ميخواهند بنماز شما اقتدا كنند از خونريزيهاي بيشتر جلوگيري كنيد. خــطبه شما ميتواند نقطه عـطفي در تاريخ ايران و كارنامه زندگي عـقـيدتي و ســياسي شما باشد حــتي اگر فردا آخرين روز حيات شما باشد.
ابطال انتخابات
آزادي اسيران
اعلان بيكفايتي مسئولین
را بعنوان ســه حق و خواسته ملـّت ايران در خطبه هايتان عنوان كـنيد. ميدانم كه شما بمرحوم اميركبيرعلا قه خاصي داريد، من هم مريد مدرّس و مـصـدّقـم، اين چه ننگ و خواري است كه كشور اميركبير و مـصّدق بخواهد با چماق و تـفـنگ کودتاچیان اداره شود.

آقاي هاشمي،
فردا روزيست كه گفتارتان فاصله اعلي علـيّين و اسفل الســافلين را برايتان ترســيم ميكند. آرزو ميكنم كه، تقـــوي از خداوند، در ايـن جهت گيري يار وياورتان باشد.
اميدوارم كه اين پيام را دريافت كرده و ناديده نگيريد
برادرشما – علــي بهزادنيا

کروبی: آيا اين است رأفت اسلامی؟ دولتمردان ما با چنين رفتارهايی به کجا می روند؟

نوشته‌شده در

مهدی کروبی با انتقاد از بداخلاقی برخی رسانه ها تاکيد کرد :‌ آن آقايانی که مرا به حرکت درمسيری مطابق خواست صهيونيست ها متهم می کنند اندکی درباره عملکرد خود و همفکرانشان بيانديشند تا متوجه شوند آيا مهدی کروبی که تمام دغدغه و تلاشش برای تقويت پشتوانه مردمی نظام است در راستای نفع رژيم صهيونيستی حرکت می کند.

سحام نيوز : مهدی کروبی کميته ای را که از سوی صادق لاريجانی رييس قوه قضاييه برای بررسی حوادث اخير تشکيل شده است را گامی مثبت در جهت اعتماد سازی مردم دانست .
کروبی در پاسخ به پرسش خبرنگار سحام نيوز که نظر وی را درباره تشکيل اين کميته جويا شد گفت : » من در نامه ای که به ايشان نوشتم تاکيد کرده بودم که حوادث اخير بررسی شود و حتی اعلام کردم از اين آمادگی برخوردار که مستندات خود را به ايشان ارائه کنم و در صورتی که امنيت افرادی که آسيب ديده اند تامين شود آنها را نيز به ايشان معرفی کنم تا اينکه عاملام جناياتی که روی داده شناسايی شده و با آنها برخورد شود تا اينکه مردم اين حوادث را به کل نظام تامين ندهند واصل نظام از اين اتفاقاتی که روی داده است تبرئه شود. »

وی گفت : » من از همان ابتدا هنگامی که نامه ای را به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم اعلام کردم که اخباری درباره سخنان خود دارم ولی برخی از جرايد و مسولان و چهره های سياسی از تريبون های مختلف عجولانه در اين باره قضاوت کردند ولی اکنون مستنداتی که از سوی من ارائه شد موجب تشکيل کميته هايی ويژه برای رسيدگی به اين جنايات وحشتناکی که روی داد شد . علاوه بر کميته ای که در مجلس از سوی علی لاريجانی رييس مجلس تشکيل شده بود آقای صادق لاريجانی نيز کميته ای ويژه را برای رسيدگی به اين حوادث تشکيل داد والبته شنيدم که در شورای شهر هم کميته ای برای بررسی دفن اجساد بی نام و نشان در قطعه ای از بهشت زهرا نيز تشکيل شده است . به نظر می رسد که مسئولان به دنبال بررسی و کشف عاملان اين جنايات هستند واميدوارم که با آنها برخوردی جدی و قاطعانه صورت گيرد تا اينکه از تکرار چنين حوادثی که در شان نظام جمهوری اسلامی نيست ممانعت به عمل آيد .البته مشابه حوادثی که در ايران روی داد در ديگر کشورها نيز روی می دهد ولی مسئولان مراقب هستند که اين اتفاقات را معقولانه و منطقی حل و فصل کنند . »
اما کروبی گلايه هايی را از برخی از رسانه هايی داشت که هنوز به هتاکی های خود پايان نداده اند . کروبی با انتقاد به مطلبی که در روزنامه کيهان به نقل از او نوشته شده بود گفت : «اين روزنامه به استناد سخنان بنده مدعی ان شده که بنده متوجه نيستم که چه کاری انجام می دهم و تحليلی از شرايط ندارم . بنده بعيد می دانم که مسئولان اين روزنامه تا اين اندازه کوته فکر باشند که منظور سخنان مرا متوجه نشده اند که چنين برداشتی را در روزنامه خود منعکس کرده اند . اگر بنده می گويم که تحليلی از شرايط موجود ندارم به خاطر اين که عملکرد برخی از مسئولان شرايط را به سمتی سوق می دهد که نمی دانيم چه سرنوشتی در انتظار ماست.» وی افزود: «سخن من اين است که فارغ از جمهوری اسلامی ايران که حاصل فداکاری های شهدا و مايه افتخار همه ماست به اين موضوع نگاه کنيم ، و به اين بيانديشيم که آيا جمعی که می خواهند بر مردم حکومت کنند نبايد حتی الامکان رضايت و پشتيبانی مردم را داشته باشند و بی دليل موجب نارضايتی مردم نشوند. آيا حکومت داران نبايد از انجام کارهای نسنجيده ، خشن پرهيز کنند تا مردم از عملکرد آنها رضايت داشته باشند . اين رفتارهاست که موجب می شود من بگويم هيچ تحليلی از شرايط فعلی ندارم چرا که نمی دانم سرانجام اين رفتارها به کجا ختم می شود . »
کروبی تاکيد کرد که اين نوع برخوردها موجب می شود که او علی رغم ميل خود مثال هايی را برای روشن شدن ذهن جرايدی که اين گونه قلم می زنند مطرح کند. وی گفت: «هنگامی در سال ۵۳ در زندان رژيم طاغوت بودم مادر يکی از هم سلولی های من که يک آدم فرهنگی است که اکنون نيز در شميران زندگی می کند توانست از طريق رايزنی با کميته مشترک به اصطلاح ضد خرابکاری وقت ملاقاتی را با فرزندش بگيرد . در همان زمان هنگامی که ماموری آمد تا او را به ملاقاتی ببرد هنگامی که مشاهده کرد بر روی انگشتان پای وی هنوز آثار جراحت ديده می شود جورابی به او داد تا پايش کند تا مگر اينکه مادر وی از ديدن اين صحنه دگرگون شود. اين رفتاری بود که در زندان رژيم فاسد طاغوت که هر گونه خشنونتی را عليه مبارزان انقلابی می کردند با زندانيان می شد آنهم در سال ۵۳ که خشنونت هابه اوج خودش رسيده بود . ولی اکنون کار به جايی رسيده که در نظام جمهوری اسلامی فردی را بازداشت می کنند بعد از ۵ روز که او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادن چشم و دست بسته در کنار خيابان رها می کنند تا اينکه او پس از نيم ساعت با فريادهايش کمک بخواهد و مردم به کمک او بيايند واو را به خانواده اش تحويل دهند . اين پسر به همراه مادرش که فرهنگی است و پدر و نامزدش به نزد من آمد . خانواده وی همان روز اول از آثار جراحاتی که بر بدن وی بود فيلمبرداری کرده بودند و يک سی دی تهيه شده است که هر کسی که اين سی دی را ديد متاثر و اشک در چشمانش جمع شد . بدن اين پسر از نوک انگشتان پايش تا فرق سرش زخم و کبود است آيا اين است رافت اسلامی که در قبال مردم چنين برخورد می شود.»
کروبی خطاب به مسئولان اين روزنامه تاکيد کرد: «اگر من می گويم که تحليلی از شرايط ندارم به خاطر اين رفتارهايی است که صورت گرفته و من گيج شده ام و نمی دانم که دولتمردان ما با چنين رفتارهايی که عدم رضايت مردمی را به همراه دارد به کجا می روند. من اگر از روز اول اين مسائل را مطرح کردم برای آن بود که بگوييم بايد اين مسائل مورد بررسی قرار گيرد.» وی گفت: «من تنها مثالی جزئی زدم اگر بخواهم حرف بزنم بايد درباره عملکرد دولت در سياست خارجی ، عرصه اقتصاد ، فرهنگ سخن بگويم از حرف های نسنجيده ای که زده می شود و هزينه هايی را به کشور تحميل می کند و من از اين رفتارها متحيرم! نمی دانم چه استدلال و نطقی پشت اين حرکت ها وجود دارد.»
کروبی تصريح کرد: «آن آقايانی که مرا به حرکت در مسيری مطابق خواست صهيونيست ها متهم می کنند اندکی درباره عملکرد خود و همفکرانشان بيانديشند تا متوجه شوند آيا مهدی کروبی که تمام دغدغه و تلاشش برای تقويت پشتوانه مردمی نظام است در راستای نفع رژيم صهيونيستی حرکت می کند يا آنانی که با خشونت با مردم رفتار می کنند و آن گاه به جای برخورد با عاملان جناياتی در صدد پنهان کردن اصل ماجرا و حتی برخورد با کسانی هستند که مورد ظلم قرار گرفته اند . »
کروبی همچنين با اشاره به آرمان بنيان گذار جمهوری اسلامی ايران گفت : » من می گويم وعده هايی که به مردم در ابتدای نظام جمهوری اسلامی داده شد به جای خود اکنون اين چه کارهای غيرمعقولی است که صورت می گيرد . به جای آنکه همه در اين ماه مبارک رمضان که حتی قرائت يک خط قرآن به منزله ختم کل قرآن است در راستای رضايت خداوند حرکت کنيم به دروغ پراکنی و اتهام زنی بی دليل به ديگران می پردازيم . »
کروبی در نهايت با ابراز تاسف از عملکرد برخی از جرايد گفت : » من همواره معتقد و پاييند به انقلاب اسلامی و آرمان های حضرت امام (ره) بوده ام ولی اکنون نيز حرکت بنده برای تبرئه نظام از جناياتی است که از سوی عده ای تحت لوای نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته است ولی متاسفانه اکنون برخی از مسئولان که به نظر می رسد خودشان آرمان های اوليه انقلاب اسلامی را به فراموشی سپرده اند در صددند تا حرکت های فرزندان انقلاب را به بيگانگان و صهيونيست ها نسبت دهند که من اين دوستان را به تامل در فکر و انديشه شان و تدبير در عملکردشان در اين ماه مبارک رمضان فرا می خوانم.»

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: